
غزلی نسبتا جدی
سرزده
بی اجازه
بی هوا
و خارج از نوبت
( علاقه پیش می آید)
تو را می خواستم دیروز از دنیا – چه می گویم؟
تورا می خواهم از فردا و پس فردا – چه می گویم؟
شبی تاریک – شکل یک جزیره – دور تا دورش
تو صبح خلوت من بودی و.. دریا – چه می گویم؟
تو ای شیطان تر از آهو – تو ای آهوتر از صحرا
تو ای شیطان بی همتا – خداوندا – چه می گویم؟
من از چشم تو ساده – مثل یک همکار- همسایه
تو از چشم من اما- کشف یک رویا– چه می گویم؟
من و این شعر... می بخشی – علاقه پیش می آید
که شد پیشامد من با تو- ما...ما...ما–چه می گویم؟
( بگو گوساله آخه وضع تو عاشق شدن داره ؟)
در این وضعیت ناجور کشور-.ها..؟.–چه می گویم؟
تو را می خواستم دیروز از دنیا – حواسم نیست...
ببین...من دوستت...ول کن...دلم...حالا–چه می گویم؟
نگفتم - جرات گفتن ندارم – در خیال من .......
تو هستی تا ابد در گوشه ای ... اما...– چه می گویم؟
....خداحافظ ..... فرار بیت آخر..... چشمهای تو....
....بمانم دستگیرم می کند اینجا – .............................چه می گویم؟.................
............ ........................................................
........................................... ..............
..............................................................................................................................
